حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2005
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
يك شمشير و يك كمند و عصاره شوكران « 1 » براى او فرستاده پيغام داد ، كه بايد بيكى از اين سه وسيله خود را بكشد . وقتى كه اورىديس از پيغام المپياس آگاه شد ، او را لعنت و نفرين كرد و از خداوند خواست ، كه روزى همان هدايا ( يعنى همان سه چيز ) را براى المپياس بفرستند . پس از آن زخمهاى شوهر متوفّاى خود را پاك كرده و بىاينكه بگريد يا قوّت قلب را از دست دهد ، كمربند خود را باز كرده خود را به آن آويخت و درگذشت . المپياس به اين كينه توزىها و شقاوتها اكتفا نكرده نيكاتور برادر كاسّاندر را كشت و قبر يولّاس برادر ديگر كاسّاندر را ، كه دربارهاش ميگفتند ، در مرگ اسكندر دست داشته ، خراب كرد . بعد از اين كارها المپياس به اشخاص ديگر ، كه از دوستان كاسّاندر بودند ، پرداخته صد نفر را انتخاب كرد و بديار عدم فرستاد . در اين موقع مقدونيها بخاطر آوردند ، كه حرف آخرى آنتىپاتر چه پيش گوئى صحيحى بوده ، او قبل از اينكه درگذرد اين كلمات را گفته بود : « مبادا بگذاريد زنى بر تخت نشيند » ( ديودور ، كتاب 19 ، بند 11 ) مبحث چهارم - مخاصمهء اومن و انتىگون با يكديگر مقدّمه چنين بود وضع امور در مقدونيه و زمينه براى انقلابى تهيّه ميشد . اما در آسيا اومن كماكان طرفدار خانواده سلطنت بود و ميخواست پىتون والى ماد بزرگ و سلكوس والى بابل را به طرف خود جلب كند ، تا متّحدا با آنتىگون بجنگند . سلكوس جواب داد ، كه حاضر است بخانواده سلطنت كمك كند ، ولى هيچگاه حاضر نخواهد شد ، در تحت رياست اومن باشد ، زيرا او را مجمع مقدونيها بمرگ محكوم داشته . بعد سلكوس رسولى نزد آنتىژن فرمانده آرژير و سپيدها فرستاده او را به طرف خود خواند ، ولى موفق نشد . در اين احوال اومن بكنار دجله درآمد ، تا از آنجا بشوش رفته خزائن پادشاهى
--> ( 1 ) - Cigue ( نبات السّم ) .